تبليغاتX
قاپ قارا - شب های تمشكي من
ترا آن به كه چشم فرو پوشيده باشي

” شب های تمشكي من ” اولین  کار انگلیسی زبان کاروای ونگ است . اولین بار این فیلم در افتتاحیه کن سال 2007 به نمایش در آمد . دیدن این فیلم لذت بخش است.زیرا در ظاهر آرام و ساده  فیلم دنیایی از نشانه ها در جریان است که هم بازیگرها به خوبی آن را به نمایش میگذارند و کاروای هم با پرداخت زیبا و لوکیشن هایی که انتخاب کرده آن زيبايي را بيشتر القا میکند.مخصوصا استفاده از حركت قطار هوايي(مونو ريل) براي جدا كردن فصل هاي مختلف فيلم خيلي زيباست علي رغم همه نكات مثبت مي توان به فيلمبرداري بي نقص داريوش خنجي اشاره كرد كه مايه مباهات همه ايرانيان است البته خنجي بيش از اين با فيلمي نظير "هفت" هنر خود را در فيلمبرداري اكشن و سريع به نمايش گذاشته بود اما در اين فيلم با فيلمبرداري روي دست و حركت هاي ملموس دوربين آدم را ديوانه(از سر ذوق) مي كند.از ديگر تكنيك  هاي زيباي خنجي مي توان به استفاده از فيلتر آبي در سكانس هاي شب اشاره كرد كه فيلم را به لحاظ بصري هم خيلي زيبا كرده است.قصه " شب هاي تمشكي من" قصه جديد و نويي نيست ولي آنچه اين فيلم را از ساير فيلم ها جدا مي كند پرداخت و نوع روايت است كه در عين سادگي سر شار از حركات زيباي كاركرداني و بازيگري است .به نظر من همه بازي ها در يك سطح است ولي بازي جود لاو خيلي حيرت انگيز و زيباست. اما حضور یک نفر در فیلم رنگ و بوی خاصی به فیلم داده است و آن شخص کسی نیست جز ” نورا جونز ” . نورا جونز یکی از مطرح ترین و پر طرفدار ترین خواننده هاي  جاز جهان است . اما می توان گفت که جونز کار خودش را در فیلم به خوبی انجام داده است البته با توجه به اینکه اولین فیلمی است که بازی کرده است  و آدم را به ياد دختر هاي شرقي مي اندازد.از تفاوت هاي بارز فيلم مي توان به نوع معاشقه اين دو نفر(اليزابت و جرمي) اشاره كرد كه بر خلاف همه فيلم هاي ديگر تنها بهانه معاشقه ماندن قسمتي از كيكي(كيك تمشك) است كه بر روي لب هاي اليزابت چسبيده است!!! و حركت دوربين كه در اين لحظات خيلي زيباست.اين فيلم را با نام" شب هاي زغال اخته اي من" هم ترجمه شده است ولي به نظر من شب هاي تمشكي بيشتر با محتواي فيلم مي خواند.مطمئنا پر رنگترين قسمت فيلم فيلمبرداري فوق العاده داريوش خنجي است و معرفي نورا جونز به عنوان يك بازيگر توانمند.

پی نوشت: در تعطیلات کشدار (لطفا یاد چیزی نیوفتید) نوروز آنقدر فیلم دیدم که وقتی دهانم را باز می کردم نگاتیو بالا می آوردم.البته برای خیلی هاشان چیز هایی نوشتم و دادم به جای دیگری خیلی ها را هم در همین جا نوشتم و عدم نمایش زدم تا زمانی دیگر.بگذارید یک اعتراف کنم،تعداد پست های نمایش نداده من خیلی بیشتر از نمایش داده هاست چون من از وبلاگ به دو منظور استفاده می کنم یکی به عنوان رسانه و دومی به عنوان دفتر خاطرات.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |