![]() |
![]() |
|
| ترا آن به كه چشم فرو پوشيده باشي |
|
در من چیزی هست به نام خلاء "بازی های کودکانه" و "عشق های نارس نو جوانی" و "حسرت های رسیده جوانی" و "تنهایی"و" تنهایی" و "تنهایی..." در من کسی هست به اندازه همه این ابرهای پر باران که مرا در خودش می شورد و خیس می کند. او به اندازه تمام نداشتن های من است و تمام نتوانستن های من است و تمام ناکامی های من است و وقتی که بگریم خود چیزی نیست که نبارد از چشم های من.او مثل تمام آه هایی است که از دهانه آتشفشان دهانم بیرون می جهد و با دودش سقف های کوتاه خانه ام را سیاه می کند.او همه من است و هیچ نیست.او خلائی است که هر روز در من می زاید و مثل سرطان تمام مرا پر از خلاء می کند.می دانم که روزی آنقدر سبک می شوم از این همه پوچی که کودکان مرا مثل بادبادک هایشان هوا می کنند و من می روم به آسمان در میان آن همه ابر های پر باران و می روم به خلاء .
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
من ۴۶۳۱۴۸ امضا را برای دفاع از نام خلیج فارس زدم، فقط کافیست اینجا را کلیک کنید و نگذارید پاره ای از تن ایران به چپاول اعراب برود.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
![]() ” شب های تمشكي من ” اولین کار انگلیسی زبان کاروای ونگ است . اولین بار این فیلم در افتتاحیه کن سال 2007 به نمایش در آمد . دیدن این فیلم لذت بخش است.زیرا در ظاهر آرام و ساده فیلم دنیایی از نشانه ها در جریان است که هم بازیگرها به خوبی آن را به نمایش میگذارند و کاروای هم با پرداخت زیبا و لوکیشن هایی که انتخاب کرده آن زيبايي را بيشتر القا میکند.مخصوصا استفاده از حركت قطار هوايي(مونو ريل) براي جدا كردن فصل هاي مختلف فيلم خيلي زيباست علي رغم همه نكات مثبت مي توان به فيلمبرداري بي نقص داريوش خنجي اشاره كرد كه مايه مباهات همه ايرانيان است البته خنجي بيش از اين با فيلمي نظير "هفت" هنر خود را در فيلمبرداري اكشن و سريع به نمايش گذاشته بود اما در اين فيلم با فيلمبرداري روي دست و حركت هاي ملموس دوربين آدم را ديوانه(از سر ذوق) مي كند.از ديگر تكنيك هاي زيباي خنجي مي توان به استفاده از فيلتر آبي در سكانس هاي شب اشاره كرد كه فيلم را به لحاظ بصري هم خيلي زيبا كرده است.قصه " شب هاي تمشكي من" قصه جديد و نويي نيست ولي آنچه اين فيلم را از ساير فيلم ها جدا مي كند پرداخت و نوع روايت است كه در عين سادگي سر شار از حركات زيباي كاركرداني و بازيگري است .به نظر من همه بازي ها در يك سطح است ولي بازي جود لاو خيلي حيرت انگيز و زيباست. اما حضور یک نفر در فیلم رنگ و بوی خاصی به فیلم داده است و آن شخص کسی نیست جز ” نورا جونز ” . نورا جونز یکی از مطرح ترین و پر طرفدار ترین خواننده هاي جاز جهان است . اما می توان گفت که جونز کار خودش را در فیلم به خوبی انجام داده است البته با توجه به اینکه اولین فیلمی است که بازی کرده است و آدم را به ياد دختر هاي شرقي مي اندازد.از تفاوت هاي بارز فيلم مي توان به نوع معاشقه اين دو نفر(اليزابت و جرمي) اشاره كرد كه بر خلاف همه فيلم هاي ديگر تنها بهانه معاشقه ماندن قسمتي از كيكي(كيك تمشك) است كه بر روي لب هاي اليزابت چسبيده است!!! و حركت دوربين كه در اين لحظات خيلي زيباست.اين فيلم را با نام" شب هاي زغال اخته اي من" هم ترجمه شده است ولي به نظر من شب هاي تمشكي بيشتر با محتواي فيلم مي خواند.مطمئنا پر رنگترين قسمت فيلم فيلمبرداري فوق العاده داريوش خنجي است و معرفي نورا جونز به عنوان يك بازيگر توانمند. پی نوشت: در تعطیلات کشدار (لطفا یاد چیزی نیوفتید) نوروز آنقدر فیلم دیدم که وقتی دهانم را باز می کردم نگاتیو بالا می آوردم.البته برای خیلی هاشان چیز هایی نوشتم و دادم به جای دیگری خیلی ها را هم در همین جا نوشتم و عدم نمایش زدم تا زمانی دیگر.بگذارید یک اعتراف کنم،تعداد پست های نمایش نداده من خیلی بیشتر از نمایش داده هاست چون من از وبلاگ به دو منظور استفاده می کنم یکی به عنوان رسانه و دومی به عنوان دفتر خاطرات. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
نه لب گشایدم از گل ، نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن ببین درآینهی جویبار گریهی بید به دور ما که همه خون دل به ساغر هاست ز چشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید ؟ چه جای من ؟ که درین روزگار بی فریاد ز دست جور تو ناهید بر فلک نالید ازین چراغ توام چشم روشنایی نیست که کس ز آتش بیداد غیر دود ندید گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز که هست در پی شام سیاه صبح سپید کراست سایه درین فتنه ها امید امان ؟ شد آن زمان که دلی بود در امان امید صفای آینهی خواجه بین کزین دم سرد نشد مکدر و بر آه عاشقان بخشید "هوشنگ ابتهاج" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
قاپ قارا يعني خيلي سياه عين زندگي.
تو اين وبلاگ هر چي دلم بخواد مينويسم به كسي هم ربطي نداره، چار ديواري اختياري. |
| پیوندهای روزانه |
|
در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|