تبليغاتX
قاپ قارا
ترا آن به كه چشم فرو پوشيده باشي

فيلم تصادف ساخته‌ي پل هگيس درباره‌ي دو كارآگاه پليس كه با هم رابطه عاطفي دارند،يك پليس نژاد پرست،يك فروشنده ايراني،يك زن خانه دار و همسرش كه دادستان منطقه است،يك كارگردان تلويزيوني سياه پوست و زنش،يك كليد ساز مكزيكي،دو دزد جوان سياه پوست،يك پليس تازه كار كه مخالف نژاد پرستي است و يك زوج چيني است كه همه در شهر لوس آنجلس زندگي مي كنند و ظرف دو روز همگي تصادف مي‌كنند.
در تصادف آدم‌ها در موقعيت‌هاي متفاوتي قرار مي‌گيرند و در برخورد با اين موقعيت‌هاي غير منتظره، واكنش‌هايي نشان مي‌دهند كه باعث شكل گيري درام مي‌شود.
روايت‌هاي مختلف فيلم به صورت موازي و كاملا حساب شده به هم پيوند مي‌خورند.شايد اوج اين پيوندها صحنه تصادف زن كارگردان تلويزيوني است.درست بعد از شبي كه نجات دهنده‌اش (پليس نژاد پرست) به نوعي قصد تجاوز به او را داشته است.
در تصادف هيچ شخصيت محوري‌اي وجود ندارد.زندگي كليد ساز مكزيكي همان قدر پرداخت مي‌شود كه فروشنده ايراني و ...
فيلم حس‌هاي متفاوتي به شما مي‌دهد و شايد باورهاي جديدي از آدم‌هايي كه نه تنها شناخت درستي از شهري كه درش زندگي مي‌كنند ندارند بلكه خودشان را هم به درستي نمي‌شناسند.
در فيلم آدم‌ها را جور ديگري مي‌شناسيم و شايد هرگز نمي‌شناسيم!
در تصادف هيچ چيز تثبيت نمي‌شود.دختر بچه‌ي كليد ساز مكزيكي به باور شنلي از فرشته‌اي محافظ از مرگ نجات مي‌يابد و پسر سياه پوست به خاطر پنهان كردن تنديس الهه مقدس در جيبش توسط پليس جوانِ مخالف نژاد پرستي كشته مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |