تبليغاتX
قاپ قارا
ترا آن به كه چشم فرو پوشيده باشي

«برتولت برشت در كتاب «آلمان، مادر رنگ‌پريده»، شعر معروفي دارد كه در سرنوشته‌ي آن آمده است: «بگذاريد ديگران درباره‌ي رسوايي‌شان صحبت كنند؛ من از رسوايي خودم صحبت خواهم كرد.» اما گونتر گراس خلاف آن عمل كرده است. او نزديك 60 سال رسوايي‌اش را در سر پروراند و بروز نداد، در حالي‌كه در تمام اين مدت،‌ ديگران را به صحبت درباره‌ي رسوايي‌شان تشويق مي‌كرد.»
روزنامه‌ي گاردين در مطلبي درباره‌ي گونتر گراس و كتاب اعترافات او با نام «پوست‌ كندن پياز» همچنين آورده است: «گراس اكنون به‌علت افشاگري‌هايش تهديد شده است و در تلاش براي حفظ جايگاه نويسندگي خود، كتاب «پوست كندن پياز» را منتشر كرده و به طرز گستاخانه‌اي از خوانندگان خواسته تا اين كتاب را بخرند؛ اين تنها افشاگري مهم در كتاب طولاني و مزخرف اوست.
اين سكوت طولاني و نوع شكسته شدن آن، شهرت گراس را چنان به طرق مختلف خدشه‌دار كرده است كه او هرگز نمي‌تواند آن را ترميم كند؛ تأسف از اين‌كه او خود متوجه آن نشده است. كتاب «پوست كندن پياز» افشا مي‌سازد كه گونتر گراس 17ساله، كه تا آن زمان بدترين مسؤوليت و سمتي كه قبول كرده بود، تفنگدار غيرنظامي بوده است،‌ اكنون داوطلبانه به عضويت واحد برگزيدگان ارتش آلمان با عنوان "ارتش اس‌اس" درمي‌آيد.
زماني‌كه اين حقيقت تابستان گذشته اعلام شد، روزنامه‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني آلمان تا دو هفته به انعكاس آن پرداختند. گراس با انجام مصاحبه‌هاي طولاني با نمايندگان روزنامه‌ي محافظه‌كار «فرانكفورتر آلگمانيه ساتيونگ»، سعي كرد از شدت اين هجمه‌ها بكاهد و وانمود كند كه اتفاقي نيفتاده است؛ اما اين رسوايي هرگز ترميم نخواهد يافت. اكنون «وجدان آلمان» بعد از جنگ جهاني، بايد نام گونتر گراس را تحمل كند.
كتاب «پوست كندن پياز» سال‌هاي 1939 تا 1959 را به تصوير كشيده است؛ دوراني كه كتاب «طبل حلبي» او منتشر شد. اين كتاب شرح ‌حال دوران جواني گراس است. در اين كتاب، نوعي صداقت تلخ و صريح احساس مي‌شود كه فقط از نويسندگان آنگلوساكسون توقع مي‌رود.
مقوله‌هاي مهمي‌ همچون «زيبايي حقيقت» در اين كتاب وجود دارند، كه ضد گراس هستند. عجيب‌ترين و دلهره‌آورترين نكته درباره‌ي اين كتاب اين است كه گراس براي هيچ‌چيز تلاش نكرده است؛ بنابراين، نتيجه‌ي به‌دست‌آمده، نارسا، از مدافتاده و غيرمتقاعدكننده است؛ به‌طوري‌كه خواننده ممكن است فكر كند اين اقدامي داوطلبانه نبوده است.
افشا شدن عضويت گونتر گراس در اس‌اس بسيار دير در اين كتاب مورد اشاره قرار گرفته است. خواننده براي رسيدن به اين موضوع بي‌صبرانه صفحات كتاب را ورق مي‌زند و زماني‌كه به اين قسمت از كتاب مي‌رسد، از نفس ‌افتاده و خسته‌تر از آن است كه بتواند ادامه‌ي آن را بخواند.»
نويسنده‌ي مطلب گاردين مي‌نويسد، خودش هم زماني‌كه به اين قسمت از كتاب رسيده، آن را دو هفته كنار گذاشته و براي ادامه‌ي آن تمايلي نداشته است.
گونتر ويلهم گراس روز 16 اكتبر 1927 از پدري پروتستان و مادري کاتوليک متولد شد. در سن 15‌سالگي براي فرار از محيط فقيرانه‌ي خانوادگي، خدمت در ارتش هيتلر را داوطلبانه پذيرفت و در سن 17‌سالگي به لشکر دهم توپخانه‌ي اس‌اس - فروندبرگ فراخوانده شد.
مشهورترين اثر او «طبل حلبي» است که در سال 1959 به‌ چاپ رسيد و موجب شهرت فراوانش شد. ديگر رمان مشهور گراس، «سال‌هاي سگي» است که در 1963 منتشر شد و تركيبي از واقعيت و تخيل است. «موش و گربه» و «موش صحرايي» از ديگر آثار او هستند.
از جمله افتخارات و جوايزي كه گراس موفق به كسب‌ آن‌ها شده است، به جايزه‌ي "گئورگ بوشنر" در سال 1965، جايزه‌ي "توماس مان" در سال 1996، جايزه‌ي "شاهزاده آستوري" در سال 1999، جايزه‌ي نوبل ادبيات در سال 1999 و دکتري افتخاري از دانشگاه آزاد برلين در سال 2005 مي‌توان اشاره كرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط |